عباس قديانى
455
فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )
آورده بود و وجه تسميهء آن به سده آن است كه با روز سدم از نيمهء دوم سال انطباق داشت . ايرانيان قديم سال را به دو بخش تقسيم كرده و هر بخش را يك چهره مىناميدند . سدير : - خورنق سذرزن ( Satazan ) ( سوترزن ) در عهد ساسانى ، اگر مردى جوان پيش از ازدواج از دنيا مىرفت خويشان او دخترى بيگانه را جهيزيه داده تا با مردى بيگانه عقد ازدواج بندند ، اين زن را « سذرزن » يعنى زن خوانده گويند . سربداران سلسلهاى از امراى محلى سبزوار كه تقريبا از آغاز استيلاى مغول پديد آمدند . سربداران با اتكاى به مذهب شيعه اثنى عشرى توانستند به مدت 50 سال بر خراسان و نواحى آن حكومت كنند . آغازگر قيام ، شيخ خليفه و از مريدان وى شيخ حسن جورى بود كه اعتقاد به تشيع اثنى عشرى با تأكيد بر مسئله ولايت و جهانبينى مهدويت ، جدايىناپذيرى دين و دولت از يكديگر و مبارزه با ظلم و ستم داشتند . و از اينرو آنان را سربدار خواندند كه گفتند « اگر خداوند ما را توفيق دهد رفع ظلم و دفع ظالمان مىكنيم و الا سر خود را بر دار اختيار داريم و تحمل جور و ستم نداريم . رؤساى سربداران 12 نفر بودند و جمعا سى و پنج سال حكومت كردند . مؤسس اين سلسله امين الدين عبد الرزاق يكى از بزرگان قريه باشتين از توابع سبزوار بود . امراى اين سلسله شهر سبزوار را كه از روزگار قديم مردم آن به تشيع اشتهار داشتند مركز خود ساختند و با درويشان و مردانى كه به دوستى آل على سلسله مراتب رهبران مذهبى سربداران و تأثير آنها در رهبران مذهبى قيامهاى ديگر مشهور بودند ، رابطه برقرار كردند . پس از شهرت سربداران در خراسان ، طغاتيمور مغول كه فرمانرواى خراسان بود با برادرش امير على از جرجان به سبزوار حمله كرد . سربداران امير على برادر طغاتيمور خان را كشتند و اين فتح بيش از پيش ايشان را در خراسان مشهور كرد و بر شمار پيروان ايشان بيفزود و سپس طغاتيمور را نيز شكست داده و خراسان را از دست او خارج كردند . پس از تسخير خراسان امير وجيه الدين مسعود و امراى او از جمله خواجه على مؤيد ( 766 - 788 ه . ) يكى پس از ديگرى به امارت رسيدند كه سرانجام خواجه على به امير تيمور پناه جست تا در سال 788 در خرمآباد لرستان در ركاب امير تيمور در